تبليغاتX
پابرهنه تا ملاقات خدا - کاسب مسلمان

- کار دنیا غفلت زاست و هرکه با کار دنیا سروکار دارد در معرض غفلت است. کاسب، درگیر ترین فرد با دنیاست. یک صوفی سعی می کند درگیری خود را با مظاهر دنیا کم و کمتر کند تا دچار غفلت نگردد اما هنر کاسب مسلمان آن است که تن به دریای آشفته ی دنیا می دهد، اما اسیر غفلت نمی شود. او اهل ذکر است و با تذکر دائم به خویش (چه به صورت ذهنی مانند یاد خداوند و چه به صورت عملی مانند اعطای صدقه) از غفلت رها می گردد. او جمع دنیا و آخرت است.

این امر فهمیده نمی شود مگر آنکه اندکی کاسب مسلمان را در مقایسه فهم کنیم.

- مسیحیت کاتولیک، به دلیل رهبانیتی که در نهاد آن وجود دارد برای دنیا و کار دنیایی (اقتصاد، ازدواج و...) ارزشی قائل نبود تا آنکه از درون مسیحیت، فرقه ای به سردمداری مارتین لوتر و جان کالون ادعای رسمیت کردند که بعدها پروتستان نامیده شدند. پروتستان­ها بر خلاف کاتولیک ها در امور اقتصادی موفق بودند و پس از مدتی اکثر مشاغل اقتصادی بالا را از آن خود نمودند. علتش هم آن بود که در نظر پروتستان ها انسان وظیفه دارد این دنیا را آباد نماید و این امر از طریق کار صورت می­گیرد. یک پروتستان همانند کاتولیک­ها دنیا را از این جهت شر می­پنداشت که انسان به دلیل گناه نخستینش توسط خداوند به زمین تبعید شد. بنابراین زمین، تبعیدگاه انسان است و بالذاته ارزشی ندارد. اما پروتستان­ها معتقد بودند که انسان می بایست دنیا را آباد کند و این آبادانی دنیا، نشانه ی رستگاری فرد است. بدین ترتیب وی، تولید می کند نه برای مصرف و خوشگذرانی بلکه از این منظر که تولید نشان رستگاری است. اینجا بود که کار وظیفه ی دینی تلقی شد و موجب سبقت پروتستانتیسم در اقتصاد از کاتولیسیسم گردید. در پروتستانتیسم، عقلانیتِ صرف، جای همه چیز را می­گیرد. در این آیین قرض دادن، تفریح، استراحت امری نامعقول است. فرانکلین (متاله پروتستان­های امریکا) در جمله ی معروف خود می گوید وقت طلاست. این یعنی همه چیز برای رسیدن انسان به سود بیشتر مصروف گردد. اقتصاد سرمایه داری کنونی (که عالم گیر شده است) بر مبنای تفسیر پروتستانی از دین بنا گردیده است. کار مداوم و بی قفه، ریاضت کشیدن برای سرمایه گذاری مجدد سود، انجام دقیق و متعهد کار و ... ویژگی هایی بودند که به سادگی امکان ریشه دواندن در جان افراد را نداشند. این نگاه دینی به کسب و کار بود که انسان ها را قانع می کرد از سود و خوشگذرانی کوتاه مدت خود بگذرند تا سود بیشتری در آینده در بازار کسب نمایند و مجددا این سود را برای رسیدن به سود اقتصادی بیشتر سرمایه گذاری کنند، برای کار ارزش ویژه (و نه حاشیه ای) قائل شوند و آن را دقیق و کامل انجام دهند. با تغییر نگاه مومن مسیحی به نگاه جدید (پروتستانی)، عالَم اقتصادی جدیدی خلق گردید که تاکنو نیز بر جهان سیطره دارد. به مرور زمان، دینی که قرار بود پشتوانه ی اقتصاد گردد به دلیل شدت یافتن اقتصاد و کار اقتصادی بر وجه دینی، به کلی به محاق رفت و اقتصاد در دنیایی ترین صورتش به حیات خویش ادامه داد و حتی دین را نیز اقتصادی کرد به نحوی که کریسمس (عید مسیحیان) مبدل به روزی برای مصرف کالاهای سرمایه داران از طریق تبلیغ و فروش گردید.

- در آن سو، در اسلام، دنیا "برای" انسان (به تعبیر قرآن: خَلَقنا لَکُم) خلق شده و انسان باید در آن آبادانی به پا کند (لِیَستَعمَرَکُم فی الأَرضِ). کاسب مسلمان، دنیا را مزرعه ی آخرت و نه تبعیدگاه انسان می­داند. او بر خلاف پروتستان که دنیا را بر خود حرام می کند و با ریاضت شدید (در عین کسب سود زیاد) زندگی می­کند دنیا را در تمامیتش تجربه می کند. او از راه کسب حلال، سرمایه به دست می­آورد اما این وظیفه، باعث بی­ارزش نمایاندن سایر وجوه دنیایی (تفریح، خانواده، دیگران و ...) و معنوی (عبادت و راز و نیاز، کسب معرف خداوند و ...) نمی­شود. دنیای کاسب مسلمان، آخرت را برای وی خواستنی­تر و آخرت در نظر وی، دنیا را برایش محلی برای کسب فیض و انجام وظیفه می­کند. از کاسب مسلمان است که عالَمِ اقتصادی جدیدی خلق می شود که در آن، همه چیز فدای اقتصاد نمی­شود. به نحوی که برای چرخیدن چرخ های اقتصاد، سودآورترین بخش ها، بخش مربوط به فحشا و مواد مخدر و ... نگردد. وقتی قرار باشد برای رسیدن به بیشترین سود همه چیز فنا شود انسان ها حتی کرامت و جان و بدن خویش را فدای رسیدن به سود می کنند. در دنیایی که اسلام مبشر آن است، ارزش هرکس به سرمایه ای نیست که تولید می کند بلکه به تقوای اوست. انسان با تقواست که کار دنیا را چونان انجام می دهد که گویی تا أبد در آخرت خواهد زیست اما کاسب مسلمان، کسی است که قرآن در وصفش این چنین می فرماید: مردانى كه نه تجارت و نه داد و ستدى آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زكات به خود مشغول نمى‏دارد و از روزى كه دلها و ديده‏ها در آن زيرورو مى‏شود مى‏هراسند (سوره نور, آیه: 37)

- کاسب مسلمان، محل امتزاج دنیا و آخرت است. با وجود چنین فردی، اقتصاد، منقطع از دین به راه خویش نمی رود و دین بی توجه به اقتصاد به کار خویش مشغول نخواهد شد. در دنیایی که اقتصاد مبنای همه چیز گشته است و حتی سیاست مداران نیز می باید برای موفقیت خویش، از مطالبات سرمایه داران تبعیت کنند، در چنین دنیایی که سرمایه دار غافل از آخرت است مبدل به قارونی می گردد که حتی دیدن کلیدهای گنجینه هایش دیگران را از یاد خدا غافل می نماید (قصص-79)، سرمایه جای خداوند مورد پرستش قرار می گیرد و تولید جای توحید می نشیند و انسان را کالا می نماید و حق را به منفعت تقلیل می دهد، در چنین دنیایی است که کاسب مسلمان کلید رهایی از این دنیای ملال آوری است که انسان ها با کناره گیری از حقیقت بوجود آورده اند.

- کاسب مسلمان، در خود، زمینه ی ایجاد دنیایی دیگر را داراست که به تعبیر خداوند: یَرِثُها عِبادِیَ الصّالحونَ


برچسب‌ها: اسلام, پروتستانتیسم, اقتصاد, بازار
+ نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت 14:55 توسط محرم |